X
تبلیغات
...قوانین آپارتمان نشینی و - فرهنگ آپارتمان نشيني و برخورد با همسايه

...قوانین آپارتمان نشینی و

قوانین آپارتمان نشینی -تملک - اجاره

فرهنگ آپارتمان نشيني و برخورد با همسايه

مقدمه   

 در اين پژوهش با توجه به اهميت روابط همسايگان با يكديگر ورعايت حقوق آنها از سوي يكديگر تلاش كرديم به پاره اي از حقوق همسايگان از لسان روايات اشاره كرده وبا بيان چگونگي روابط كنوني همسايگان در دنياي امروز به نقاط قوت و ضعف آن اشاره كنيم .و آنچه كه موجب قوت بيشتر نقاط مثبت ميشود بيان كرده و شيوه هاي از بين بردن نقاط منفي روابط همسايگان را به صورت كاربردي با استفاده از روايات و تجربيات شخصي بيان كنيم. در اين تحقيق از شيوه موردي و كتابخانه اي استفاده شده است و در روش كتابخانه اي از منابع معتبر روايي سود جسته ايم .

در برخي از موارد تجربيات شخصي و مشاهدات عيني در تحقيق  ذكر شده است .اميد است با مطالعه اين مجموعه كوچك انگيزه اي پيدا كنيم تا به صورت گسترده تر پيرامون مسأله مهم همسايه و حقوق آن به پژوهش پرداخته و عملا به رعايت حقوق يكديگر مبادرت كنيم .از آنجايي كه همسايگان حق بزرگي بر گردن ما دارند از خداوند مي خواهيم ما را در اداي اين حقوق ياري كند تا انشاءالله با اعمال نيكو در سراي باقي در كنار همسايگان خدا جايگاهي بيابيم چنانكه مولا علي عليه السلام ميفرمايد :

 «فبادروا باعمالكم تكونوا مع جيران الله في داره رافق راسله و ازارهم ملائكته و اكرم اسماعهم ان تسمع حسيس نار ابداو صان اجسادهم ان تلقي لغوبا ونصبا و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذو الفضل العظيم»(1)

 پس با اعمالتان بشتابيد كه در كنار همسايگان خداي ودر سراي خاص او جايگاهي بيابيد سرايي كه ديدار كنندگان ساكنانش پيامبران دوستان و فرشتگان خدايند و خداوند گوشهايشان را ارجي فراتر از آن داده است كه با زوزه آتش آزرده شوند وبدنهاشان را نيز از هر سختي و رنجي مصون داشته است و...اين امتياز خدايي است كه به هر كه خواهد ارزاني دارد و خداي را برترين عظمت باشد

       فرهنگ برخورد با همسايه در اسلام 

   فرهنگ     

  واژه فرهنگ در فارسي معادل كلمه "ثقاخه "در عربي و   cultureدر انگليسي است. در علوم انساني كمتر واژه اي را ميتوان يافت كه در معناي آن وفاقي وجود داشته باشد واژه فرهنگ نيز چنين است .

 معناي لغوي :

 اين كلمه در اصل به معناي كشت وكار و پرورش جسمي بوده است كه در برخي اصطلاحات و تركيبات نيز هنوز در همين معنا به كار ميرود . در زبان فارسي فرهنگ گر چه كلمه اي مركب از فر به معناي (لوز بزرگي و شركت )و هنگ به معناي (سنگيني و وقار قصد واراده آهنگ كاري و چيزي را كردن قوم وقبيله فوج سياه )ميباشد .اما به شكل مركب آن در معناي ديگري همچون دانش و فرزانگي خرد و عقل سليم تدبير و سنجيدگي كتاب لغت ادب و اخلاق و آموزش و پرورش آمده است .شايد آنچه در معناي فارسي بيشتر از اين واژه مراد ميشود همين دو معناي اخير است .با فرهنگ درزبان رايج مردم ما بيانگر كسي است كه آشنا به مبادي اخلاق و آداب و رسوم اجتماعي و خوش مشرب است اهل ارتباطات اجتماعي مناسب است و كسي كه چنين ويژگي اي ندارد بي فرهنگ خوانده ميشود .

معناي اصطلاحي :

فرهنگ مجموعه اي از هنجارها، قوانين و عادات، آداب و رسوم، عقايد و باورها و ارزشها و الگوهاي ارتباطي و نيز امور مادي ارزشمند و معقول يك جامعه است كه افكار احساسات و رفتاراعضاي آن اجتماع را شكل ميدهد ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .

 عناصر فرهنگ

 استخراج عناصر فرهنگ و تبيين آنها گذشته از آنكه ما را بيش ازپيش با مفهوم فرهنگ آشنا مي سازد و در تبيين كاركردهاي آن نيز مؤثر است .علاوه بر اين داراي كاربرد علمي نيز ميباشد و در برنامه ريزي براي حفظ تثبيت و ترويج فرهنگ نيز مديران فرهنگي را مدد ميرساند مهمترين عناصر فرهنگ عبارتند از:

 الف )هنجارها  : 

      هنجار به معناي معيار  و الگو ميباشد .هنجارها نه تنها تعيين كنند ه نوع رفتارهايي هستند كه در شرايط خاصي بايد انجام شود يا نبايد انجام شود بلكه بر اساس هنجارها ميتوان رفتارها ي افراد را در موقعيتهاي زماني و مكاني مختلف پيش بيني كرد .هنجارها گاهي الزامي است مانند رعايت جان ومال ديگران .گاهي مرجح است مانند پرهيز از خلف وعده و گاهي مجاز است مانند نحوه معاشرت با اعضاي خانواده .هنجارها شامل شيوه هاي قومي يا عادات روزانه و آداب و رسوم اخلاقي ميباشد .

ب )ارزشها:

   ارزش عبارت است از بار معنايي خاصي كه انسان به برخي اعمال پاره اي حالتها و بعضي پديده ها نسبت ميدهد و براي آن در زندگي خود جايگاه و اهميت ويژه اي قائل است .

ج )عقايد و باورها

      ويژگي هاي فرهنگ:

   يكي از فوايد شناخت اين ويژگيها اين است كه ميتوان بواسطه آن امور فرهنگي رااز امور غير فرهنگي تميز داد .از سوي ديگر با شناخت اين ويژگيها با راههاي ترويج و تثبيت و انتقال فرهنگ آشناتر خواهيم شد .

 الف)پذيرش اجتماعي        

  زماني يك فرهنگ تحقق پيدا ميكند كه راجع به همان موضوع خاص مورد پذيرش و مقبوليت اجتماعي قرار گرفته باشد در واقع از سد مقبوليت فردي گذشته باشد . بسيار امور مقدسي هستند كه نزديك فرد مقبوليت دارند اما زماني اين امور به شكل فرهنگ در مي آيد كه به مقبوليت اجتماعي نيز برسد .

 ب)اكتسابي بودن

    فرهنگ چيزي نيست كه از طريق وراثت وژن به افراد منتقل شود بلكه فرهنگ يك امر اكتسابي است و درقالب تعليم و تربيت فراگرفته ميشود .

  ج)تحول پذيري

      عوامل مؤثر در فرهنگ   

     مقصود از عوامل مؤثر در فرهنگ عواملي است كه از يك سو ممكن است باعث پويايي و باروري وتثبيت يك فرهنگ گردد و از سوي ديگر ممكن است تضعيف و انحطاط يك فرهنگ را به دنبال داشته باشد كه اين عوامل را به سه دسته تقسيم ميكنيم  .

   الف.عوامل ذاتي

     قبلا گفتيم كه فرهنگ از عناصري تشكيل شده است. در واقع يك فرهنگ براي اينكه از لحاظ مقبوليت افزايش يا كاهش داشته باشد و همچنين شدت و ضعف مربوط به عناصر  آن و نحوه ارتباط و انسجام آنها با يكديگر ميباشد .

 هماهنگي عناصر تشكيل دهنده         

       اگر عناصر فرهنگ از جمله هنجارها ارزشها و عقايد و باورها با يكديگر هماهنگي بيشتري داشته باشند درجه قوت و كارآمدي آنها نيز بيشتر خواهد شد .ولي اگر به عنوان مثال هنجارها در جامعه به صورت الزامي يا توصيه اي مطرح باشند اما عقايد وارزشها باآن هماهنگ نباشد رعايت آزادانه هنجارها نيز تضمين نميشود .

درجه قوت عناصر فرهنگ           

هر ميزان كه عناصر فرهنگ از قوت بيشتري برخوردار باشند تأثير پذيري آنها از عوامل مخرب كاهش پيدا ميكند .

 انعطاف پذيري و پاسخگويي به نيازهاي بشري

از آنجايي كه انسان موجودي متغير است و نيازهاي او نيز ثابت نميباشد لذا فرهنگ بايد در مقاطع مختلف پاسخگوي نيازهاي متغير آدمي باشد در غير اين صورت تلاش براي تثبيت و يا ترويج آن راه به جايي نبرده و زمينه تحقير فرهنگ و هضم شده آن در فرهنگهاي بيگانه فراهم خواهد شد .

   جذابيت و دلنشيني     

 عناصر فرهنگ از جمله عقايد و باورها و...بايد جذاب و دلنشين باشند چرا كه اين عامل در تثبيت اين عناصر و عمل به آنها تأثير بسزايي دارد .

 ب.عوامل دروني

  فرايند جامعه پذيري  

 فرايند جامعه پذيري يا اجتماعي شدن عبارتست از جرياني كه به بركت آن انساني در طول دوران حيات خويش تمامي عناصر اجتماعي –فرهنگي محيط خود را فراميگيرد و دروني ميسازد و با ساخت شخصيت خود تحت تأثير تجارب و عوامل اجتماعي معنا دار يگانه ميسازد تا خود را با محيط اجتماعي كه بايد در آن زيست نمايد تطبيق دهد .عوامل مؤثر در جامعه پذيري عبارتند از آموزش وپرورش ،  تبليغات ، نهادهاي گوناگون از جمله خانواده  مربيان و روحانيون صدا وسيما و...

 نظارت وكنترل اجتماعي

  با وجود فرايند جامعه پذيري امكان اينكه افراد برخي از عناصر فرهنگي را محترم شمارند و جود دارد لذا براي حل اين مشكل بايد از فرايند نظارت و كنترل اجتماعي مدد بگيريم .بخشي از اين واكنشها همان مجازاتها ي دولتي است كه به شكل قضايي ويا اداري بسته به نوع رفتار افراد اعمال ميشود .بخش ديگر اين فرايند توسط آحاد و گروههاي اجتماعي به اجرادر ميآيد كه در لسان روايات از آن  تحت عنوان امر به معروف ونهي از منكر ياد ميشود .

     فرهنگ همسايه داري در اسلام      

 خطوط كلي آداب معاشرت در اسلام

  در ديدگاه اسلامي جامعه وروابط انساني آن رنگ الهي به خود ميگيرد و همه چيز در جهت نيل به هدف غايي آفرينش ميباشد همان هدفي كه كمال مطلوب اوست لذا جامعه براي انسان همانند صحنه آزمايشي ميباشد كه او ميتواند در اين صحنه با ايجاد روابط صحيح و انساني به همنوعان خود صفات نيكويي را كه مورد توجه و رضايت حق تعالي است در خود پرورش دهد و از سوي ديگر صفات ناپسند و رذا يل اخلاقي را كه موجب سقوط و انحطاط وجود ارزشمند اوست از وجود خويش پاك كنند .آداب همنشني با ديگران را ميتوان در دو مرحله انديشه و عمل خلاصه كرد:

 الف .مرحله انديشه               

  از ديدگاه اسلام روابط اجتماعي انسانها در مرحله انديشه بر اصول خير خواهي   محبت و مودت  ،   حسن ظن  ومانند آن مبتني است يعني مسلمانان بايد صفحه انديشه خود را نسبت به سايرين نيكو سازد .انديشه خير خواهي نصيحت  دوستي و سعادت آنها را در سر داشته و از نقشه كشي و توطئه چيني بر ضرر آنان بپرهيزد .

امير مؤمنان عليه السلام ميفرمايند: 

 "ان الله سبحانه يحب ان تكون نيت الانسان للناس جميله "

خداي سبحان دوست داردكه نيت انسان درباره همنوعانش نيكو باشد.

  ب . مرحله عمل

 اسلام در مرحله عمل براي تنظيم روابط اجتماعي انسانها آداب و وظايفي قرار داده و پايه آن را بر ايمان به خدا و تقويت روح فضيلت و انسانيت بنا نهاده است .تعاليم اسلام در اين زمينه بقدري دقيق و هماهنگ با فطرت انسان است كه اگر به آن عمل شود و معاشرتها رنگ انساني الهي به خود گيرد سيماي زندگي عوض ميشود بسياري مايلند در ارتباط با همنوعان خويش زندگي موفقي داشته باشند ولي به جهت نا آگاهي از چگونگي آداب معاشرت ونيز عدم رعايت اين آداب توانايي برقراري روابط مناسب و اسلامي را از دست ميدهند و به ناچار منزوي ميشوند .بنابراين شناخت اين آداب در مرحله عمل و توانايي ايجاد ارتباط مناسب با قشرهاي مختلف جامعه براساس بينش مكتبي از اهميت بسياري برخوردار است خطوط كلي آداب معاشرت در مرحله عمل اين است كه انسان رفتار خود را با ديگران نيكو سازد انصاف را رعايت كرده آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران نيز بپسندد و آنچه براي خود دوست نميدارد براي ديگران نيز نپسندد با آنان مدارا كند به امور آنان اهتمام ورزد به نفع آنها حركت از تك روي بپرهيزد با آنها همكاري داشته باشد و...

اميرمؤمنان علي عليه السلام در وصيت خود به امام حسن عليه السلام به بخشي از اين خطوط كلي اشاره كرده ميفرمايد :

 اجعل نفسك فيما بينك و بين غيرك فاحبب لغيرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب ان يحسن اليك               

   خويشتن را ميان خود و ديگران ميزان قرار ده آنچه را براي خود ميخواهي براي ديگران بخواه وآنچه را براي خود خوش نميداري براي ديگران نيز خوش ندار .به كسي ستم نكن چنانكه دوست نداري به تو ستم شود و نيكي كن همانگونه كه دوست داري به تو نيكن شود .

امام صادق عليه السلام در ترسيم آن خطوط كلي ميفرمايد :

خالطواالناس و اتوهم و اعينوهم ولا تجانبوهم و قولو ا لهم كما قال الله تعالي "وقولو اللناس حسنا "    

با مردم بياميزيد و در اجتماعشان شركت كنيد و آنها را در كارها ياري نماييد منزوي نشويد و از جامعه كناره نگيريد و با آنان چنان سخن بگوييد كه خدا فرموده است   با مردم به خوبي سخن بگوييد . 

انتخاب خانه و اهميت همسايگي      

   پيامبربزرگوار اسلام صلي الله عليه واله كيفيت رفتار همسايه ها را با يكديگر تأمين سعادت و آسايش انسانها مؤثر ميدانست وبه يارانش توصيه ميكرد تا در جايي مسكن گزينند كه بتوانند از نعمت وجود همسايگان شايسته تري برخوردار شوند در حالي كه امروزه شاهد هستيم كه تنها چيزي كه در انتخاب خانه به آن كم توجهي ميشود مسأله همسايگان است .امروزه بيش از هر چيز ظاهر زيباي مناظر مسافت آنها و مسائل كم اهميت ديگر مد نظر افراد در انتخاب خانه ميباشد كه نتيجه آن نيز جز نا رضايتي و عدم آسايش چيز ديگري نخواهد بود . يكي از اصحاب پيامبر صلي الله عليه واله از ايشان پرسيد اي رسول خدا تصميم دارم خانه اي بخرم به نظر شما كدام محله را انتخاب كنم حضرت بدون آنكه محله خاصي را به او پيشنهاد كنند فرمودند "الجوار ثم الدار  الرفيق ثم السفر "نخست همسايه سپس خانه  نخست رفيق آنگاه سفر

     همسايه بد                            

از آنجايي كه انسان با همسايه خود سالها در يك محل زندگي ميكند لذا ارتباط و بر خورد زيادي با او پيدا خواهد كرد كه هر چقدر اين برخوردها جنبه نيكوتري به خود بگيرد انسان آرامش و سكونت بيشتري خواهد داشت و بالعكس اگر همسايه او حقوق ديگران را رعايت نكند زندگي برا ي او سخت و آزار دهنده خواهد شد .

امام باقر عليه السلام ميفرمايند " من القواصم الفواقر التي تقصم الظهر جار السوء ان رأي حسنه اخفاها و ان رأي سيئه افشاها"

يكي از چيزهايي كه كمر انسان را خرد ميكند همسايه بد است كه اگر خوبي ببيند پنهان ميكند و اگر بدي ببيند افشاءميكند .

همانطو كه دراين حديث ملاحظه شد يكي از امور مهم همسايه داري پنهان كردن سر و افشاء نيكيهاست كه اگر مورد غفلت واقع شود بسيار آزار دهنده خواهد بود.

  حرمت همسايه

 اسلام براي همسايه حرمت زيادي قائل است تا جايي كه پيامبر اسلام صلي الله عليه واله در جايي ميفرمايند :حرمت همسايه آدمي مثل نفس اوست كه بايد به اوضرر نرساند و در جايي ديگر ميفرمايند  "حرمت الجار علي الانسان كحرمت امه "احترام همسايه مانند احترام مادر برانسان لازم است. لذا بايد توجه داشته باشيم كه با حفظ حقوق همسايه حرمت اورا پاس بداريم .

   تقسيم همسايه از لحاظ حقوق

  همسايگي مقتضي حقوقي است. بالاتر از حقوق برادري. در اسلام همسايه تمام حقوقي را كه يك مسلمان دارد با اضافاتي دارا ميباشد .از پيامبر صلي الله عليه واله روايت شده كه همسايگان بر سه دسته اند :

   ا.همسايه اي كه يك حق دارد 2.همسايه اي كه دو حق دارد     3.همسايه اي كه سه حق دارد .همسايه اي كه سه حق دارد همسايه مسلماني است كه فاميل هم باشد او يك حق  همسايگي دارد يك حق مسلماني و يك حق خويشاوندي .همسايه اي كه دو حق دارد همسايه اي است كه فقط مسلمان باشد او يك حق همسايگي دارد ويك حق  مسلماني همسايه اي كه يك حق دارد همسايه مشرك است .

 حقوق همسايه           

  حقوق همسايگان در اسلام از دقت و تعداد زيادي برخوردار است در اينجا بابيان چند حديث برخي از اين حقوق را متذكر ميشويم .در حديثي از پيامبر صلي الله عليه واله آمده است كه :آيا ميدانيد حق همسايه چيست ؟اينكه اگر ياري خواست ياري اش كني و اگر طلب قرض كرد قرضش دهي و اگر تو را طلبيد در پيش او حاضر باشي و اگر مريض شد عيادتش كني و اگر مرد جنازه اش را تشييع كني و اگر چيزي به او رسيد تبريكش گويي و اگر مصيبتي به او رسيد تسليتش دهي و بدون اجازه او ساختمان خانه ات را از او بلندتر نكني كه راه باد را براو ببندي و هنگامي كه ميوه اي خريدي آن را به او هديه كن و اگر هديه نكردي در پنهان برايش ببر و آن را بوسيله فرزندت نفرست كه فرزند اورا ناراحت كند و بوسيله بوي غذايت اورا اذيت نكن مگر اينكه از آن غذا برايش مقداري ببري .

امام صادق عليه السلام ميفرمايد :

ليس منا من لم يحسن مجاوره من جاوره

      از ما نيست كسي كه با همسايگانش خوش رفتار نباشد .

امام باقر عليه السلام ميفرمايد :

ما من اهل قريه يبيت و فيهم جائع ينظر الله اليهم يوم القيامه 

 در هر شهري كه در آن كسي گرسنه بخوابد اهل آن شهر در قيامت مورد توجه خدا نخواهد بود .

امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق حق همسايه را بر ده قسم ميشمارند :

اما حق جارك فحفظه غائبا و اكرامه شاهدا و نصرته اذا كان مظلوما و لا تتبع له عوره فان علمت عليه سوءسترته عليه و ان علمت انه يقبل نصيحتك نصحته فيما بينك و بينه و لا تسلمه عند شدائده و تقبل عثراته وتغفر ذنبه و تعاشره معاشره كريمه

  اما همسايه را بر تو ده حق است:

1.در غيابش حقش را مراعات كني

2.در حضورش اكرامش نمايي

3.اگر مورد ظلم قرار گرفت ياريش دهي

 4.در اسرار او تجسس نكني

 5.زشتيهايش را پرده پوشي

 6.اگر مطمئن شدي پذيرش نصيحت دارد او را در پنهان نصيحت كني در اموري كه به تو مربوط ميشود

 7.در گرفتاريها اورا به حال خود رها نكني

 8.لغزشهايش را نديده بگيري

 9. گناهانش را ببخشي

 10.با او محترمانه معاشرت كني.

خلاصه حق همسايه اين است كه به او سلام كني با او صحبت طولاني نكني زياد از حالش سؤال نكني در مرض عيادتش كني در مصيبت تسليتش دهي در عزا با او شريك باشي در شادي تبريكش گويي و شركتت رادر شادي او اظهار كني از لغزشهايش چشم بپوشي از بام به امور پنهانش نگاه نكني اگر خواست شاخه اي بر ديوار بگذارد براو سخت نگيري در مسأله آب ناودان و خاكروبه ريختن در پشت ديوارش براو سخت نگيري راهش را تنگ نكني دقت نكني كه چه چيز به خانه ميبرد آنچه از عوراتش منكشف ميشود بر او بپوشاني و هنگامي كه مصيبتي به او ميرسد و زمين ميخورد زير بغلش را بگيري و اورا بلند كني و در غيبتش از مواظبت خانه اش غافل نشوي پنهاني به سخنانش گوش ندهي و از حرمتش چشم بپوشي و به خادمه او نظر نكني و به فرزندش مهرباني كني و اورا در امر دين و دنيايش ارشادكني .

امام سجاد عليه السلام در دعايي  براي دوستان و همسايگانشان به تعدادي از حقوق همسايگان نسبت به يكديگر اشاره ميكنند :

اللهم صل علي محمد و اله و تولني في جيراني و موالي العارفين بحقنا و المنابذين لاعدائنا بافضل ولايتك و وفقهم لاقامه سنتك و الاخذ بمحاسن ادبك في ارفاق ضعيفهم و سد خلتهم و عياده مريضهم و هدايه مسترشدهم و مناصحه مستشيرهم و تعهد قادمهم و كتمان اسرارهم و ستر عوراتهم و نصرت مظلومهم و حسن مواساتهم بالماعون و العود عليهم بالجده و الافضال و اعطاءمايجب لهم قبل السؤال و اجعلني اللهم اجزي بالاحسان مسيئهم و اعرض بالتجاوز عن ظالمهم و استعمل حسن الظن في كافتهم و اتولي بالبر عامتهم و اغض بصري عنهم عفه و الين جانبي لهم تواضعا و ارق علي اهل البلاءمنهم رحمه و اسرلهم بالغيب موده و احب بقاء النعمه عندهم نصحا و اوجب لهم ما اوجب لحامتي و ارعي لهم ماارعي لخاصتي اللهم صل علي محمد واله وارزقني مثل ذلك منهم و اجعل لي اوفي الحظوظ فيما عندهم و زدهم بصيره في حقي و معرفه بفضلي حتي يسعدوا بي و اسعد بهم امين رب العالمين 

بار خدايا برمحمد و آلش درود فرست و مرا در رابطه با رعايت حق همسايگان و دوستانم كه به حق ما معرفت دارند و با دشمنان ما در ستيزند به بهترين صورت ياري فرما وايشان را براي بپاداشتن سنت خود وبه كار گرفتن آداب نيكويت در ارفاق به ضعيفان و بر آوردن حاجت آنان و عيادت بيماران وهدايت راهجويان و خير خواهي نسبت به مشورت كنندگان و ديدار نمودن از مسافران برگشته به وطن و پنهان داشتن راز مردم وپوشاندن عيوب خلق خدا وياري دادن به ستمديدگان و حين مواسات در مايحتاج زندگي با آنان و دريغ نورزيدن از پيشكش و بخشش فراوان و عطاكردن پيش از در خواست موفق فرما .با رخدايا مرا توفيق ده كه بد كاران را به احسان پاداش دهم و از ستمكارشان با گذشت و بخشش صرف نظر كنم و نسبت به همه آنها نيك گمان باشم و با همه آنان به نيكي رفتار كنم .و چشم از خطاي آنان عفيفانه بپوشم و از باب فروتني با ايشان نرم باشم و بر بلا ديدگان آنا ن به آئين رحمت رقت آورم و در نبودشان دوستي و محبت خود را بر آنان ظاهر سازم و از سر اخلاص دلبسته دوام نعمت آنان باشم وهر چه را براي خويشان خود لازم ميدانم در حق آنان لازم بدانم و آنچه را براي مخصوصان خود رعايت ميكنم براي آنان نيز رعايت نمايم .خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نيز از طرف آنان رفتاري بدين صورت نصيب فرما و سهمي كاملتر از آنچه از خوبيها نزد آنان است براي من قرار ده و بصيرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زياد كن تا به وسيله من اهل سعادت شوند و من نيز به سبب آنان نيكبخت گردم خداوندا دعايم را مستجاب گردان .

 حقوق مالي همسايه

   روايت است كه در روز قيامت همسايه فقير چنگ زند بردامن همسايه غني و گويد پروردگارا از او بپرس كه چرا در بروي من بست و احسان خود را ازمن منع نمود چنين نيست كه حق همسايه همين است كه اورا اذيت نرساني زيرا اين مطلب اختصاص به همسايه ندارد بلكه حقي است كه از براي همه ثابت است بلكه بايد علاوه براين با او به مهرباني و ملاطفت سلوك كرد و احسان خود را از ا و دريغ نداشت و آنچه به ان محتاج باشد و ما مالك آن باشيم از اومضايقه نكرده و اورا مانند شريك در مال خود بدانيم .

  ماعون چيست ؟

    ماعون از ماده معن به معني چيز كم است و بسياري از مفسران معتقدند كه منظور از آن در آنجا اشياء جزئي است كه مردم مخصوصا همسايه ها از يكديگر به عنوان عاريه يا تملك ميگيرند مانند مقداري نمك، آب ،آتش (كبريت) ظروف و مانند اينها راوي عرض كرد كه ما همسايگاني داريم كه اگر چيزي به ايشان عاريه بدهيم ميشكنند و ضايع ميكنند در اين صورت بر ما گناهي هست كه به ايشان ندهيم فرمود هرگاه چنين باشد گناهي برشما نيست اگر به ايشان ندهيد . ودر حديث ديگر فرمود حلال نيست منع كردن نمك و آتش از همسايگان .

 من يمنع الماعون جاره منعه الله خيره يوم القيامه و وكله الي نفسه و من وكله الي نفسه فما اسوءحاله   كسي كه وسايل ضروري و كوچك را از همسايه اش دريغ دارد خداونداورا از خير خود در قيامت منع ميكند و اورا به حال خود واميگذارد و هركس خدا او را به خود واگذارد چه بد حالي دارد .

از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه منع نكنيد قرض دادن خمير و نان را وطلبيدن آتش را كه اين امور باعث زيادتي روزي ميشود بر اهل خانه با آنكه از جمله مكارم اخلاق است و از حضرت امام باقر عليه السلام منقولست كه زينهار كه متعرض حقوق مشويد كه بر خود لازم كنيد و آنچه از خرجها كه بر قبيله واقع ميشود بدهيد و مضايقه نكنيد و اگر از قبيله شما كسي شما را تكليفي كند كه ضررش برشما زياده از نفعي باشد كه به او ميرسد قبول نكنيد .

  لزوم رازداري 

 زيستن طولاني افراد در يك محل به تدريج موجب ميشود كه همسايگان از اسرار يكديگر مطلع شوند .از طرفي آشكار ساختن اسرار مردم و فاش كردن عيوب آنان در نزد اين و آن كار ناپسندي ميباشد و مؤمن نبايد در كار ديگرا ن تجسس كند و دنبال يافتن عيب آنان باشد و اگر برحسب اتفاق بررازي آگاه شد بايد آن را مخفي كند ومصداق اين مثل كه خدا ميبيند و ميپوشد همسايه نديده ميخروشد  نباشد .

امام سجاد عليه السلام يكي از حقوق همسايه هارا بريكديگر رازداري دانسته و ميفرمايد  فان علمت عليه سوءسترته عليه چنانچه برعيب همسايه ات آگاه شدي بايد آن رامخفي داري .

  اجازه به هنگام ورود        

 از جمله حقوقي كه همسايگان بر عهده يكديگر دارند اجازه گرفتن به هنگام ورود به منزل يكديگر و استيناس است  .

يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتي تستأنسواو  تسلمو اعلي  اهلها        

اي آن كسانيكه كه ايمان آورديد داخل مشويد در خانه هايي كه غير خانه خودتان است تا آنكه دستوري طلبيد و سلام كنيد بر اهلش .

كلمه انس به هر چيز و بسوي هر چيز به معناي الفت گرفتن به آن و آرامش يافتن قلب به آن است و كلمه استيناس عملي است كه به اين منظور انجام شود مانند استيناس براي داخل شدن به خانه بوسيله نام خدا بردن و يا   ياالله گفتن و امثال آن ... تا صاحبخانه بفهمد كه شخصي ميخواهد وارد شود و خود را براي ورود او آماده كند .چه بسا ميشود كه صاحبخانه در حالي قرار دارد كه نميخواهد كسي او را به آن حال ببيند ويا از وضعي كه دارد با خبر شود از اينجا معلوم ميشود كه مصلحت اين حكم پوشاندن عورات مردم وحفظ احترام ايمان است .پس و قتي شخص داخل شونده هنگام دخولش به خانه غير استيناس كند و صاحبخانه را از استيناس خود آگاه سازد و بعد داخل شده وسلام كند در حقيقت اورا در پوشاندن آنچه كه بايد بپوشاند كمك كرده و نسبت به خود ايمنش داده و معلوم است كه اين شيوه پسنديده مايه استحكام اخوت و الفت و تعاون عمومي بر اظهار جميل و ستر قبيح است . جمله   ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون    هم اشاره به همين فوايد است .يعني شايد با استمرار بر اين سيره متذكر وظيفه خود بشويد كه اموري را بايد رعايت كنيد و چگونه سنت اخوت را ميان خود احياء سازيد و در سايه آن قلوب را مألوف با هم نموده به تمامي سعادتها ي اجتماعي برسيد .

 عواقب آزار همسايه      

   ضرورت رعايت حقوق همسايه را ميتوان از سفارش ائمه به حقوق ايشان در روايات متعددي به دست آوردعلي عليه السلام در آخرين و صاياي خود چنين ميفرمايد:

الله الله في جيرانكم فانهم وصيه نبيكم مازال يوصي بهم حتي ظننا انه سيورثهم .

   از خدا بترسيد از خدا بترسيد درباره همسايگان كه همواره مورد سفارش پيامبرتان بوده اند آن حضرت بقدري در باره آنان سفارش ميكرد كه گمان ميبرديم براي ايشان ميراثي قرار خواهد داد يعني دستور خواهد داد كه همسايه از همسايه ارث ببرد .آزار رساندن به ديگران اعم از همسايه ها و غير آنها از اموري است كه قبل از هر چيز با فطرت آدمي ناسازگار است و هيچ عقل سليمي آن را نمي پسندد .به رسول خدا صلي الله عليه واله عرض شد   فلان زن روزها روزه ميگيرد وشبها به نماز مي ايستد و صدقه ميدهد ولي همسايه خود را نيز با زبانش مي آزارد. حضرت فرمود:

 لا خير فيها هي من اهل النار.

  خيري در او نيست او اهل آتش ا ست .

امام صادق عليه السلام نيز آزار دهنده به همسايه را از رحمت خدا دور ميداند: 

  ملعون ملعون من اذي جاره .

    از رحمت خداي دور است از رحمت خداي دور است آنكه همسايه اش را بيازارد .

اسلام نه تنها پيروان خود را از همسايه آزاري باز داشته بلكه براي همسايه آزار ارج و حرمتي قائل نشده و دستور داده با وي برخورد كنيد و اورا بيدار كنيد .

امام باقر عليه السلام فرمود :شخصي از آزار همسايه اش نزد رسول خدا صلي الله عليه واله شكايت كرد حضرت اورا امر به صبر نمود بار ديگر نيز به شكايت آمد حضرت باز هم اورا به خويشتن داري دعوت كرد بارسوم آمد و شكايت خود را تكرار نمود پيامبر فرمود :چون روز جمعه شود زماني كه مردم براي نماز جمعه ميروند اثاثيه ات را از منزل خارج كن وبرسر راه مردم بياور چون از تو علت اينكار را جويا شدند ماجراي خود را براي آنان بازگو كن آن شخص به دستور پيامبر صلي الله عليه واله عمل كرد چون ساعتي گذشت همسايه اي كه آزارش ميداد سراسيمه نزد او آمد ه از او خواست اثاثيه اش را به منزل باز گرداند و گفت با خداوند عهد ميكنم كه ديگر تورا نيازارم.

 درحديث ديگري از پيامبر صلي الله عليه واله نقل شده كه در يكي از روزها سه بار فرمود :والله لا يومن به خدا سوگند كسي ايمان ندارد ...

يكي پرسيد: چه كسي؟  پيامبر صلي اله عليه واله فرمود :الذي لا يأمن جاره بوائقه كسي كه همسايه او از مزاحمت او در امان نيست .

غفلت از حال همسايگان و بي توجهي به حقوق آنان از اموري است كه در اسلام مورد نكوهش قرار گرفته و از آن به زشتي ياد شده است .پيامبر بزرگوار اسلام كسي راكه خود سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد مؤمن نميداند :

ما امن بي من باب شعبان و جاره جائع .

    به من ايمان نياورده كسي كه با شكم سير بخوابد در حالي كه همسايه اش گرسنه باشد .

از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پس از جدايي حضرت يعقوب و فرزندش يوسف فرزند ديگرش بنيامين نيز از او جدا شد اين پيامبر بزرگ روزي در حال مناجات به درگاه خداوند عرض كرد بار الها دوري از يوسف و نابينايي مرا كم بود كه بنيامين را نيز از من گرفتي ؟به او وحي شد اي يعقوب من اگر فرزندانت را ميرانده باشم برايت زنده ميكنم و به تو برميگردانم ولي آيا به ياد داري كه در فلان روز گوسفندي كشتي و آن را كباب نموده با اهلت خوردي و به فلاني و فلاني كه همسايه تو و روزه دار بودند چيزي ندادي ؟كنايه از اين كه اين بلا بسبب بي توجهي تو به آن همسايه است .

اي كه بر مركب رهوار سواري هشدار   

   خر هيزم كش همسايه تپيده به گل است      

آتش از خانه همسايه درويش مخواه   

كانچه برروزن او ميگذرد دود دل است

رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند: هر كه همسايه خود را آزار كند حق تعالي بوي بهشت را براو حرام گرداند و مأواي او جهنم باشد .

رسول اكرم صلي الله عليه واله فرمودند هر كه از همسايه اش بقدر يك وجب از زمين خيانت كند خداي تعالي آن زمين را تا طبقه هفتم طوقي گرداند و در گردن او اندازد تا چون اورا به مقام حساب آورند طوق در گردن او باشد مگر آنكه توبه كند وآن زمين را پس دهد .

از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه هر كه آزار خود را از همسايه باز دارد حق تعالي در روز قيامت از گناهان او در گذرد .

 آثار نيكي به همسايه   

      رفتار نيك همسايگان با يكديگر ميتواند سرچشمه بركات فراواني باشد از جمله:

   1.آرامش رواني و طول عمر :  تقويت روحيه همكاري و تعاون درجهت پاكيزه و آباد نگه داشتن محيط زندگي يكي از اين بركات است كه خود آرامش رواني وطول عمر انسان را درپي دارد.

 امام صادق عليه السلام دراين باره فرمود  :حسن الجوار يعمر الديار و يزيد في الاعمار 

همسايه داري نيكو شهرها راآباد و عمرها را طولاني ميكند

  2.ازدياد روزي : حسن الجوار يزيد في الرزق .  همسايه داري نيكو روزي را زياد ميكند  

 3.آمرزش گناها ن :  من مات و له جيران ثلاثه كلهم راضون عنه غفر له   

 هر كس بميرد در حالي كه سه همسايه داشته باشد و همگي از او راضي باشند آمرزيده ميشود .

نياز به همسايه   

  هميشه در زندگي اوقاتي پيش مي آيد كه انسان به كمك همسايه نياز پيدا ميكند در جايي كه هيچيك از اقوام براي ياري به او حضور ندارند بنابراين چه خوب است كه برخورد ما باهمسايگان نيكو باشد تا در مواقع لزوم بتوانيم از آنها كمك بطلبيم .

حضرت امير المؤمنين عليه السلام دربيماري به ديدن صعصعه بن صوحان كه از بزرگان اصحاب آن حضرت بود تشريف آوردند پس فرمودند: با اينكه من به عيادت تو آمدم فخر نكن برقوم خود و اگر ايشان را در امري ببيني خود را از آن امر به كنار نگير كه آدمي بي نياز نيست از قوم و قبيله خود و به ايشان محتاج است و اگر ياري ايشان نكني ياري از ايشان منع كرده اي و ياريهاي بسيار را از خود رد گردانده اي.پس اگر ايشان رادر حال خوبي ببيني ياري ايشان بكن براي آن امر و اگر در بلايي باشند ايشان را وانگذار و بايد كه ياري كردن شما يكديگر را در طاعت خدا باشد .به درستي كه هميشه بارفاه و نعمت خواهيد بود اگر ياري يكديگر را بكنيد در طاعت خدا و باز ايستيد از معصيت خدا .

ودر حديث معتبرمنقولست كه اسيري چند رابه نزد حضرت رسول صلي الله عليه واله از كافران آوردند پس يكي از ايشان را پيش آوردند كه گردن بزنند در آن حال جبرئيل نازل شد و گفت يا محمد صلي الله عليه واله اين اسير كه ميخواهي گردنش را بزني به مردم طعام ميخورانيد و مهمانداري ميكرد و خرجها ئيكه در ميان قبيله واقع ميشد ميداد و بارهاي گران اهل خود را بردوش خود برميداشت .پس حضرت به آن اسير فرمودند كه حق تعالي چينن وحي فرستاده و من تورا آزاد كردم از كشتن به سبب اين خصلتها. آن اسير گفت كه پروردگار تو اين خصلتهارا دوست ميدارد فرمود: بلي . اسير گفت: شهادت ميدهم به وحدانيت خدا وبه پيغمبري تو به حق آن خداوندي كه تورا به راستي فرستاده است كه هرگز از مال خود كسي را بر نگردانيده ام .

   تضاد و تزاحم بين همسايگان     

   تضاد و تزاحم نيز از پيامدهاي زندگي اجتماعي است و وقتي گروهي با هم دريك محيط زندگي ميكنند ممكن است بي مبالاتي و كم توجهي بعضي به آداب اسلامي، سبب سلب آسايش ديگران گردد و موجب آزردگي آنان شود و اين خود زمينه ساز كدورتها و نزاعهاي بعدي شود .در اينصورت شايسته است طرفي كه مورد كم لطفي همسايه خود واقع شده تا ميتواند آزار همسايه را براي رضاي خدا تحمل كند و چنانچه ناچار به نشان دادن واكنش شد بارويي گشاده وزباني نرم به وي تذكر دهد به طوري كه اين تذكر موجب اصلاح وي شده و در ضمن رنجش خاطر او را هم در پي نداشته باشد .

امام كاظم عليه السلام در اين باره فرمود :

ليس حسن الجوا ر كف الاذي و لكن حسن الجوار الصبر علي الاذي 

   همسايه داري نيكو به آزار نرساندن نيست بلكه همسايه داري نيكو در صبر بر آزار همسايه است .

 

  فرهنگ آپارتمان نشيني در ايران     

 فرهنگ آپارتمان نشيني چيست ؟

در واقع فرهنگ همسايه داري يا آپارتمان نشيني همان هنجارها و ارزشها ويا امور مادي است كه براي افراد همسايه معقول و ارزشمند مي باشد و افكار و احساسات ورفتا ر آنها را شكل داده ويا به نوعي تحت تأثير قرار ميدهد .اين هنجارها همگي در ارتباط با برخورد با همسايگان ميباشد كه البته گاهي ممكن است هنجارها و ارزشها ي افراد معقول و مطابق با شرع نباشند . به طور كلي از آنجائي كه ما مسلمان هستيم و اسلام دين كاملي است و در تمام زمينه هاي فردي و اجتماعي براي انسانها دستوراتي دارد لذا هنجارها و ارزشهاي مورد قبول ما بر طبق دستورات اسلام خواهد بود كه خود مطابق عقل نيز مي باشد .البته مانمي توانيم ادعا كنيم كه تمام اين دستورات در رفتار ما تعين پيدا كرده است زيرا واقعيت چيز ديگري را بيان ميكند اما در هرحال دستورات اسلام دراين زمينه مورد قبول عموم بوده و حتي مطابق قانون ودر برخي موارد با كساني كه رفتاري ضد آن داشته باشند برخورد خواهد شد .

بررسي وضعيت كنوني         

   در زندگي آپارتماني ايران فرهنگ خاصي حاكم است كه تا حدودي از شرع وقانون نشأت گرفته است. اما متأسفانه بيشتر افراد آن را زير پا ميگذارند و موجب ميشوند كه حقوق ديگران ضايع و پايمال شود .منازل آپارتماني به جهت ارتباط نزديكي كه خانه ها با يكديگر دارند همچنين وجود خانه هايي فوق يكديگرند مراعات حال همسايگان حالت ظريفتري به خود ميگيرد .مثلا از آنجائي كه هر خانواده مستقلا حق دارد كه رفت وآمد هاي خاص خود را داشته باشد بايد دقت كند كه اين رفت و آمدها ومهمانيهاي شبانه در اوقاتي نباشد كه عادتا ديگران در آن زمان مشغول استراحت هستند. چرا كه رفت و آمد افراد روي پله ها سر وصدا ي زيادي را ايجاد ميكند كه مخل آسايش ديگران است .از سوي ديگر بلند صحبت كردن در راه پله ها عاملي است كه غالبا به آن كم توجهي ميشود و خود موجب آزار ديگران را فراهم مي كند .برخي از افراد آنقدر صداي ضبط يا تلويزيون خود را بلند ميكنند كه در آسايش و آرامش ديگران ايجاد اخلال ميكند .اخيرا ديده شده كه برخي از اعضاي آپارتمانها براي تبديل خانه خود به سبك امروزي تصميم به تخريب صورت قبلي خانه گرفته و به اصطلاح خود ديوار آشپزخانه را كوتاه ميكنند و يا شومينه نصب ميكنند كه ماهها صداي گوش خراش تيشه و تبر گوش همسايگان رامي آزارد.

از سوي ديگر خانواده هاي بچه دار نيز خود به نوعي موجب آزار ديگران ميشوند چرا كه كودكان آنها با بازي هاي پرسر وصدا و دويدن موجب آزار همسايه ها در طبقه پايين تر ميشوند.

مشكل ديگر مسأله نظافت ساختمان است .از آنجائيكه همه ساختمانها مأمور مخصوص براي نظافت ندارند لذا در بسياري ا ز مجتمعها مشكل جارو كردن و نظافت آپارتمان وجود دارد و افراد همكاري لازم را در اين زمينه به عمل نمي آورند. حتي گاهي اوقات در آبياري درختان نيز با يكديگر مشكل دارند و هر كس اين مسئوليت را به عهده ديگري مي اندازد .البته مشكلات آپارتمان بسياربيشتر از اين است .و ليكن فرهنگ همسايه ها ،محل آپارتمان و حتي نوع معماري ساختمان تا حدود زيادي در حل اين مشكلات مؤثرند .

 علل افت فرهنگ آپارتمان نشيني              

همان گونه كه قبلا ذكر شد فرهنگ حاكم بر انديشه ما فرهنگي اسلامي است و اسلام در تمام زمينه ها وخصوصا برخورد به همسايه راهكارهاي مناسبي ارائه داده است .اما اينكه چرا ما به اين راهكارها عمل نمي كنيم دلائل مختلفي دارد. شايد مهمترين عامل عدم رعايت حقوق ديگران، بي اطلاعي از عواقب رعايت نكردن حقوق و حتي نا آگاهي نسبت به حقوق همسايه باشد .و شايد رعايت اين حقوق در جامعه از ضمانت كافي برخوردار نيست. لذا افرادي با وجود اطلاع از حقوق همسايگان نفع آني را ترجيح داده وحقوق افراد را زير پا ميگذارند. البته علل و عوامل زياد است اما ما در اينجا به برجسته ترين آنها اشاره كرديم. اما راهكارهايي در اين زمينه به ذهن مي رسد كه ميتواند در نهادينه كردن فرهنگ صحيح آپارتمان نشيني مؤثر باشد .

  عوامل ارتقاءفرهنگ آپارتمان نشيني       

     اين عوامل از مجموعه اي از كارهاي فرهنگي وحتي قانوني تشكيل شده كه به ذكر آن ميپردازيم .شايد بهترين اقدام دراين زمينه آگاه كردن افراد به حقوقي باشد كه درشرع و قانون ذكر شده و با اجراي آن حقوق همسايگان از آزار يكديگر در امان خواهند بود .

شيوه خاص ساختمان سازيها گاهي كاملا اشتباه مي باشد و بجاي اينكه به آسايش افراد توجه شود به زيبايي آن پرداخته اند. از جمله قراردادن درهاي رفت وآمد دو خانواده در كنج ديوار بطوري كه اگر هر دو همزمان از خانه خارج شوند به يكديگر برخورد خواهند كرد .

اگر ساختمانها طوري ساخته شوند كه تأسيسات مربوط به آب وبرق همسايگان با كنتور جداگانه اي نصب شود علاوه براينكه جلو اختلافات زيادي را ميگيرد بلكه عده اي با مصرف زياده ازحق، خرج زائدي را بر مخارج ساير خانواده ها تحميل نمي كنند .

براي نظافت آپارتمان ميتوان نوبت گذاشت تا در پاكيزگي محيط اخلالي ايجاد نشده و همه افراد نيز دراين زمينه همكاري داشته باشند.

 يكي از كارهاي مؤثر و مفيد در اين زمينه تعيين مدير ساختمان و تشكيل جلسات متعدد با حضور اعضاي ساختمان است. مدير ميتواند فعاليت اعضاء را كنترل كرده و به آن انتظام بخشد. از طرفي با متخلفين برخورد كند .

جلسات منظم ماهانه ويا هفتگي با حضور تمام همسايگان ميتواند آنها را با مشكلات ساختمان آشنا ساخته و وادار به چاره جويي در جهت حل آن نمايد . مدير ساختمان ميتواند فردي مطمئن خارج از افراد ساختمان باشد كه ماهيانه مبلغي از طرف همسايگان به او پرداخت ميشود و او در عوض هماهنگي امور ساختمان را به عهده ميگيرد .حتي اين مراقبت ميتواند 24ساعته وبه نوبت بافرد ديگري صورت گيرد تا در ضمن ورود و خروج افراد نيز كنترل شود .

يكي از راهكارهاي مؤثر براي وادار كردن افراد به رعايت حقوق همسايگان برخورد قانوني با فرد متخلف ميباشد .كه البته در مرحله اول با تذكر و امر به معروف ودر مراحل بالاتر با اطلاع دادن به پليس ميتوان به مشكل پايان داد .در هر حال بهترين كار آگاه كردن افراد و تبليغات دراين زمينه است كه ميتواند توسط آموزش و پرورش و مربيان و روحانيون و خصوصا صدا وسيما و...صورت گيرد آموزشهاي عمومي در درازمدت هميشه اثر مطلوبي بجا گذاشته اند .

 

                                                       گردآوري: فاطمه آذر مهر

                                                       استاد راهنما: خانم رحمت آبادي

                                                            

+ نوشته شده در  89/05/06ساعت 18:19  توسط .:: م. علوی ::.  |